جمعه , ۲۵ آبان ۱۳۹۷
خانه | نقاشی | نگاهی به “قاراچوخا اویان!” دنیا رستمی | آن که این کار ندانست در انکار بماند …

نقد نمایشگاه نقاشی

نگاهی به “قاراچوخا اویان!” دنیا رستمی | آن که این کار ندانست در انکار بماند …

نقد نمایشگاه دنیا رستمی با عنوان “قاراچوخا اویان!” در گالری ماه
آن که این کار ندانست در انکار بماند …

سایت تندیس به قلم سحر افتخارزاده

donya rostami mah art gallery 14
“قاراچوخا” نگهبان خیرِ خانه و صاحب خانه است. در این ترکیب “قارا” نه به معنای سیاه که در اصل به معنای بزرگ، والا و مقدّم است. می‌توان قارا چوخا را پوشش مقدم ترجمه کرد که همچون لایه‌ای محافظ وجود شخص را در برمی‌گیرد و او را از شر حفاظت می‌کند. خانه‌های دنیا رستمی که با کاغذ و شیشه و چوب ساخته شده‌اند از گزند شر دور نمانده‌اند چرا که قاراچوخا به خواب رفته و حالا رستمی او را بر‌می‌انگیزد که بیدار شود و با یادآوری رسمی کهن می‌گوید بیدار شو! من نام همه را بر سنگ نوشته‌ام و از شرق به غرب چیده‌ام. رسمی که هر خانواده‌ در چهارشنبه آخر سال بر پشت بام خانه بجا می‌آورده است؛ نام قاراچوخا بر اولین سنگ نوشته می‌شده و بعد به ترتیب نام اعضای خانواده تا ستوران و سپس سنگ‌ها از شرق به غرب چیده می‌شده تا خانه از شر محفوظ بماند. کارهای رستمی پر است از این دست مراسم رمزآلود که با دیدن‌شان بیننده با تصویری خلاف عادت و عجیب روبرو می‌شود چراکه در روند رشد عقلانیت از روزمره کاربران فرهنگ حذف شده‌اند‌. donya rostami mah art gallery 15
رستمی از المان‌ها، موتیف‌ها و نشانه‌های فرهنگ عامه، سنت و خرافه بهره برده تا فضای “خانه” خود را برای ما تشریح کند و با افشای بی‌تعارف کنج‌های تاریک و از نظر دورمانده این فضا آن را به بوته نقد بکشاند. هنرمند توانسته بی مهابا به همه آنچه که خانه درون او را ساخته و انباشته اعتراف کند. مسئله اصلی رستمی هنر نیست، اگرچه آثار نشان می‌دهند که بر مبانی تجسمی و سنت‌های تصویری مینیاتور، تصویرسازی روایی و نیز سنت‌های تصویری هنر مسیحی مسلط است و بجا از ترکیب همه این‌ها با زبان و فرهنگ عامه بهره برده، اما هنر برای رستمی وسیله‌ای است برای اعترافی صادقانه به انباشت رنج در خانه وجودش و البته به چالش کشیدن خود و همه آنچه مسبب این همه رنج است؛ این یک ملاقات است. donya rostami mah art gallery 16
هنرمند با تکنیک نیز ساده و صادقانه برخورد کرده و بداهگی طراحانه را در قلم خود حفظ نموده. نیز با دقت متریال خود را انتخاب کرده؛ شکنندگی و ناپایداری این خانه که در آن همه چیز در فضایی خالی معلق مانده حسی است که مواد ترکیبی آثار به مخاطب القا می‌کند و وضعیتی معلق و دلهره آور بر این تصاویرِ گاه منزجرکننده و زننده می‌افزاید. رستمی ابایی ندارد از آن که مخاطب از دیدن آثارش اذیت شود، از موجودات خرافی‌اش بترسد و مترصد دهان‌های پرگو و بی‌مغزی باشد که از شکاف هر دیوار بیرون زده‌اند. پالت رنگی آثار محدود است. آبی پارسی(Persian Blue) بعنوان رنگ غالب پالت، علاوه بر دلالت معنایی و ارجاع تصویری آن در حافظه بصری مخاطب، به وهم‌آلودگی این فضای “هزار و یک شب”-ی افزوده است.donya rostami mah art gallery 18
اکثر آثار دارای ترکیب بندی مرکزی و قرینه هستند. هر آنچه در اطراف رخ می‌دهد متوجه مرکز است و روایت در مرکز تابلو سرانجام می‌یابد. المان‌های مختلفی اعضای این خانه را تشکیل می‌دهند که اغلب در خدمت زبان کار می‌کنند. رستمی خانه خود را بر “کلمه” استوار کرده و از آن شروع می‌کند؛ لب‌هایی که بصورت متوالی در حال سخن گفتن هستند و می‌توان همچون فریم‌های یک انیمیشن آن‌ها را دنبال کرد و به کلام‌شان پی برد. دست‌هایی که باز بصورت متوالی کلامی را با نشانه‌های لال بازی ادا می‌کنند. دست‌ها و دهان‌هایی که به سکوت و نگفتن وادار می‌کنند. و نیز کلمات و حروفی که اغلب به زبان آذری نقش کلیدهای رمزگشایی اثر را دارند و البته گاهی تنها به کار فضاسازی می‌آیند که شاهد نمونه‌های بسیاری از آن در تاریخ هنر بوده‌ایم. donya rostami mah art gallery 17
المان مهم دیگری که بارها در آثار تکرار می‌شود شکاف است. می‌توان شکاف را زخم بمثابه مرز میان درون و بیرون دانست و نیز موضع آستانه‌ای بدن زن، نخستین جای مواجهه نوزاد با بیرون که نشانی از زایش با خود دارد. زایشی که در بسیاری آثار رخ نمی‌دهد و ناقص می‌ماند. گویی تمام این وقایع درون محفظه بسته بطنی رخ می‌دهد که قرار نیست کودکی از آن متولد شود. شکاف‌هایی که دست‌ها و دهان‌ها از آن‌ها بیرون زده، راه‌های ارتباط درون خانه تاریک رستمی با بیرونی است که به هیچ وجه امن و پذیرای مهمان تازه نیست. donya rostami mah art gallery 10
نشانه‌های دیگر شامل علائم ریاضی، تقسیم بندی‌های هندسی، عروسک واره‌های کاغذی است که زاویه دید علمی را در تقابل با رویکرد تقدیری حاکم بر زیرمتن آثار نمایندگی می‌کند و همان چیزی است که این همه آشفتگی را هم در سطح معنایی و هم در سطح فرمی نظم و تعادل می‌بخشد و در کنار ترکیب بندی مرکزی آثار، جهان بینی مرکز محور هنرمند را می‌نمایاند. همه این آشوبِ درون در چارچوب مشخص بیرونی در حال تبدیل و تبادل است. رستمی نقبی به اعماق درون آشفته خانه زده و از آنجا با ما سخن می‌گوید و به تمام فشارهای اعتقادی، سنت‌ها و خرافه‌های دست و پاگیر و خفه کننده‌ که به شکل رفتارهای اجتماعی گسترده در فرهنگ ما ریشه دوانده و آلت دستی برای انقیاد بدن‌-بدنِ تکه تکه و ناتوان از حفظ تمامیت- شده، واکنش نشان می‌دهد. donya rostami mah art gallery 9
می‌توان هنر رستمی را هم اعترافاتی شخصی قلمداد کرد و هم قابل بسط به وجدان جمعی دانست، چراکه هنرمند توانسته از نشانه‌های عام به شیوه و در ترکیبی شخصی بهره ببرد. البته در یک اثر اشارات مستقیم تاریخی وجود دارد که می‌توان گفت از بقیه مجموعه جدا افتاده و بعنوان تک اثر دیده می‌شود.
متنی که بعنوان بیانیه نمایشگاه بر دیوار گالری نگاشته شده متنی ادبی است که خود به رمزگشایی نیاز دارد و همچون آثار، ترکیبی از تصاویر مختلف و دارای ساختاری چندلایه است. دنیا رستمی به همان اندازه که فاش، در پرده سخن گفته و همین ماندن بین وضوح و پوشیدگی نقطه قوت آثار اوست که چه بسا چشم ناآشنا را به اشتباه اندازد.donya rostami mah art gallery 1

گزاره هنرمند؛
من مردی را می شناختم که خرابی دندان هایش را با قیر پر می کرد. (۱۳۶۴)
من مردی را شاهد بودم که با کودکان بازی بزرگسالان می کرد. (۱۳۶۴_۱۳۶۶)
من زنی را شاهد بودم که پوست صورتش را با نوار چسب به عقب می کشید. (۱۳۶۸)
من زنی را شاهد بودم که دهانش را با صابون می شست. (۱۳۶۹)
من کودکی را شاهد بودم، فقط هشتاد و شش روز. (۱۳۹۲)
من زنی را می شناسم که از وحشت دیدن گیسوان خیس اش در کنتراست با کاشی های حمام…… چشمانش را می بندد. (۱۳۹۶)
و من امروز از گیسوان خیس و آویخته ام در کنتراست با کاشی های سفید حمام وحشت دارم. امید کنتراست را صد چندان می کند…..

پس از آن

مورچه ها قیام می کنند بر کنتراست سفیدی چشمانم.
مردمک رو به بالا ایستاده
آن زن ضجه زد به زبان دیگر
و من زندگی کردم به زبان مشترک
مورچه ها قیام می کنند بر کنتراست (تضاد) سفیدی کاشی ها با سیاهی گیسوانم.
غریزه مادری کم می آورد در مقابل رنجهایم
ترس هایش تخم مرغ هارا می شکند.
مورچه ها غرق می شوند در عفونت پستانم.
قیام خاموش می شود
مردمک به پایین می لغزد
زمان عبور نمی کند
و تکرار می شود مدام.
گذشته، اکنون و آینده
همه در هم می آمیزند
و من گیج می شوم.
مادرم سی وپنج سال است که مرا می زاید،
پدرم بوته ای گوجه می شود،
رنج هرگز مرا نمی میراند،
به زایش می کشاندم.
و در اوج رنج و زایش
به زبان مادری به نجوا در می آیم……
قاراچوخا بیدار شو.
قاراچوخا بیدار شو،
من نام همه را روی سنگها نوشته ام،
از شرق تا غرب.
امید دیگر در قلبمان نیست،
بر روی پلک های ما سنگینی می کند،
آنی است که با اولین اشک فرو افتد.
و من اشک ها را زندگی می کنم به زبان مشترک…….
قاراچوخا بیدار شو.
(۱۳۹۷)

donya rostami mah art gallery 3

نقد نمایشگاه‌های قبل به قلم سحر افتخارزاده را اینجا بخوانید:

شرحه شرحه کردن یک رویا نقدی بر اثر چندرسانه‌ای مریم فرشاد

نقدی بر “رویای سفید”؛ اثر چندرسانه‌ای مریم فرشاد در ویستاپلاس شرحه شرحه کردن یک رویا سایت تندیس به قلم سحر افتخارزاده از منظر روانشناسی یونگ دریا نماد ناخودآگاه و اقیانوس نمادی از ناخودآگاه جمعی است. نهنگ سفیدِ فرشاد که او را به دنبال خود زیر اقیانوس ناخودآگاهش پایین می‌کشد، از آنجا که رفتاری آرام و …

۰ comments

شوخی‌هایِ جدّیِ هدی کاشیها با نمایش تصادف با خورشید

شوخی‌هایِ جدّیِ هدی کاشیها نگاهی به نمایش “تصادف با خورشید” در گالری اعتماد سایت تندیس به قلم سحر افتخارزاده  خطوط بی‌پروا در طراحی، ترکیب‌بندی‌های جسورانه و پویا اما در عین حال منسجم، پالت رنگی متنوع درخشنده، ابعاد متنوع آثار هنرمند نقاشی را معرفی می‌کند که توانسته بر مبانی تسلط یابد و سپس از آن‌ها عبور …

۰ comments

زن/گُل بَس! نگاهی به “شورانگیز” رویا نجف‌آبادی در گالری دارگون

زن/گُل بَس! نگاهی به “شورانگیز” رویا نجف‌آبادی در گالری دارگون نگاهی به “شورانگیز”؛ نمایشگاه نقاشی‌های رویا نجف‌آبادی در گالری “دارگون” سایت تندیس به قلم سحرافتخارزاده یک کلیشه تا کجا ظرفیت بازیابی دارد! یک تصویر تکراری چگونه می‌تواند برانگیزنده احساسی تجربه نشده در مخاطب باشد یا امکان خوانشی متفاوت را فراهم آورد! رویا نجف‌آبادی در نقاشی‌های …

۰ comments

آپوپتوسیس زهرا قیاسی در گالری ثالث | بیان غیرشخصی در هنر

آپوپتوسیس زهرا قیاسی در گالری ثالث | بیان غیرشخصی در هنر سایت تندیس به قلم سحر افتخارزاده زهرا قیاسی نقاش و مترجم حوزه تجسمی در دومین نمایش انفرادی آثار خود نُه تابلوی بزرگ و یک تابلوی کوچک با تکنیک رنگ روغنی روی بوم را به نمایش گذاشته. کلمه “آپوپتوسیس” ریشه یونانی دارد و به معنای …

۰ comments

هنر معاصر استانبول در گالری آرتر ARTER | قسمت دوم

هنر معاصر استانبول در گالری آرتر ARTER | قسمت دوم نگاهی به نمایشگاه انفرادی آثار ویدئوآرت Ali Mahmut Demirel با عنوان “جزیره” سایت تندیس به قلم سحر افتخارزاده طبقه دوم گالری آرتر استانبول به مدت چهار ماه به نمایش انفرادی آثار ویدئوآرت علی‌محمود دِمیرل اختصاص یافته. این هنرمندِ ساکن برلین، متولد ۱۹۷۲ و درس‌خوانده مهندسی هسته‌ای و …

۰ comments

هنر معاصر استانبول نگاهی به نمایشگاه “خانه خالی” در گالری آرتر

هنر معاصر استانبول در گالری آرتر ARTER نگاهی به نمایشگاه “خانه خالی” Space for Art”  آثار  جان آیتکین Can Aytekin سایت تندیس به قلم سحر افتخارزاده گالری آرتر در انتهای خیابان استقلال استانبول با هدف ایجاد بستری پایدار برای تولید و نمایش هنر معاصر در سال ۲۰۱۰ آغاز به کار کرده و نمایشگاه‌های متعدد انفرادی و …

۰ comments

پرونده نقد نمایشگاه‌های سال ۹۶ به قلم سحر افتخارزاده

پرونده نقد نمایشگاه‌های سال ۹۶ به قلم سحر افتخارزاده در این پرونده مروری داریم بر نقد نمایشگاه‌هایی که سحر افتخارزاده در سال ۹۶ نگاشته است که مشتمل بر ۲۱ نقد است که  در حوزه های متفاوتی کار شده است. لیست زیر به لحاظ زمانی از نقدهای اخیر سحر افتخارزاده آغاز می‌شود که در سال گذشته …

۰ comments

نوشته‌های پیشنهادی

تودگی حمیده حجار گالری نگر

«تودگی» حمیده حجار در کشاکش زیست معاصر انسان

«تودگی» در کشاکش زیست معاصر انسان یادداشتی بر آثار حمیده حجار در گالری نگر سایت ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

مزایای عضویت در خبرنامه تندیس را میدانید؟
دریافت بهترین مطالب وب سایت و مجله تندیس
ما هم از اسپم متنفریم و مطمئن باشد مشخصات شما امن خواهد بود.