چهارشنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۷
خانه | نقاشی | من متهم می‌کنم! هنر به مثابه مداخلۀ اجتماعی‌ ـ‌ فرهنگی در نقاشی‌های محجوب ظهوریان پردل

من متهم می‌کنم! هنر به مثابه مداخلۀ اجتماعی‌ ـ‌ فرهنگی در نقاشی‌های محجوب ظهوریان پردل

«من متهم می‌کنم!»

به بهانۀ نمایشگاه «انسان بیگانه از طبیعت»، نقاشی‌های محجوب ظهوریان پردل، در گالری ثالث

سایت تندیس به قلم نویسنده مخاطب مهدی تدینی

هنر به مثابه مداخلۀ اجتماعی‌ ـ‌ فرهنگی

«من متهم می‌کنم!» این عنوان مقاله‌ای بود به قلم امیل زولا، نویسندۀ نامدار فرانسوی در واپسین‌ سال‌های قرن بیستم. این شکوائیۀ سیاسیِ زولا بزرگ‌ترین مناقشۀ حقوقی را در تاریخ فرانسه پدید آورد و جامعه را دوپاره کرد. محجوب ظهوریان نیز با این مجموعه از نقاشی‌های خود که آشکارا مضمون «حیوان‌آزاری» دارد چنین دادخواست آتشینی را علیه جامعه و فرهنگ سگ‌‌ستیزِ حاکم صادر کرده است. «او متهم می‌کند!» او ـ دست‌کم در آثار این نمایشگاه خود ـ هنر را آشکارا و آگاهانه در خدمت مبارزه‌ای فرهنگی و اجتماعی قرار داده است و ددمنشی انسان‌ها، سنت‌ها و نهادهای شهری و اداری را زیر تازیانۀ نقش‌ها و طرح‌های خود گرفته است.mahjoob zohourian pordel painting sales gallery 3

از آن‌جا که هدفِ نقاش در این مجموعه دیگر «هنر برای هنر» نیست و نقاشی را ابزاری برای شورش و مقاومت برگزیده، بنابراین هیچ باکی نداشته است که هنرش پروپاگاندیستی (تبلیغاتگرانه) شود. با نگاه به تابلوهای این مجموعه، عناصری را می‌بینیم که آگاهانه و با هدف «بیانِ رسا» در نقاشی‌ها گنجانده شده‌اند: از «لوگوی سرخ شهرداری تهران» در کانون تصویر و «اماکن مذهبی» در پس‌زمینۀ تصویری دیگر گرفته تا عناصری کلی‌تر چون «تفنگ» و «شلیک» و «اعدام». این‌ها حکایت از این دارند که آرتیست قصد دارد صریح‌ترین و عریان‌ترین بیان را در پیش گیرد تا هم مخاطب گسترده‌تری بیاید و هم زبان بُرنده داشته باشد.mahjoob zohourian pordel painting sales gallery 16

اما جدای از فورم صریحی که محجوب ظهوریان برای بیان حرف خود برگزیده، اندیشۀ او نیز در مبارزه‌اش برای دفاع از حقوق حیوانات اندیشه‌ای رادیکال است. او سر آشتی ندارد، اهل مماشات نیست، قدمی پا پس نمی‌کشد و آمده است تا سیرت تیرۀ انسان‌هایی را که کشتارگران سگ‌های بی‌گناهند بر بوم فریاد بزند. در این‌جا منظور از «اندیشۀ رایکال» این است که او نگرشی مانَوی را به ایدۀ بنیادین تابلوهای خود در این مجموعه تبدیل کرده است؛ به این معنا که دوگانه‌انگاری واضحی در تابلوهای او دیده می‌‌شود: حیوان پاک، بی‌گناه و بی‌آزا (سپیدی/نور) است و انسان، دست‌کم بیش‌تر انسان‌ها در این تابلوها، پلید، مهیب و هیولاسان (سیاهی/تاریکی) است. در واقع، آرتیست خواسته یا ناخواسته عمقی «انسان‌شناختی» نیز به نقاشی‌های خود بخشیده و از راه «قیاسِ» انسان با سگ، تصویر انسان را سخت در هم شکسته است.mahjoob zohourian pordel painting sales gallery 22

نقاش اسطورۀ «انسانیت» را به سخره می‌گیرد و انسانی را ترسیم می‌کند که هیچ شباهتی به تصویری که همیشه از انسان گمان و تصویر می‌شده است ندارد. انسان در این تابلوها بی‌فضیلت، بی‌تعالی، درنده‌خو و عصارۀ همۀ آن بدسگالی‌هایی است که انسان‌ها هماره به حیوانات نسبت داده‌اند؛ و اینک این انسان، به تعبیر خود نقاش، به «وحشت حیوانات» بدل شده است. بدین سان، به همۀ تحقیرها و ستم‌هایی که انسان‌ها به حیوانات (در این‌جا دقیقاً «سگ‌ها») روا داشته‌اند پاسخ داده می‌شود. حال نوبت خود انسان است که تحقیر شود و در برابر همان حیوانی که همیشه خوارش کرده و خونش را ریخته است، خود به «نماد شرّ» تبدیل شود.mahjoob zohourian 9

به این ترتیب، با وجود عناصر و نمادگان فاحش، بیان و اندیشۀ مانَوی و آشتی‌ناپذیر و وجود ژرفای انسان‌شناسانۀ منفی در این مجموعه از نقاشی‌ها باید گفت ما با هنرمندی «رادیکال» روبروییم که در نهایت هدفی فراهنری را پیگیری می‌کند. و آن هدف فراهنری هیچ نیست مگر «مداخله»! هدف نهایی محجوب ظهوریان «مداخله» است؛ مداخله‌ای فرهنگی و اجتماعی. مثالی که در ابتدای نوشتار به آن اشاره کردم، یعنی «من متهم می‌کنمِ!» امیل زولا یکی از بارزترین و ماندگارترین نمونه‌های مداخلۀ یک نویسنده یا هنرمند در امور اجتماعی است. در آن‌جا زولا دست به مداخله‌ای سیاسی زد تا جامعه را بیدار سازد و در نهایت «جریان‌سازی» کند. در این‌جا نیز هدف نهایی هنرمند ما این است که به بینندگان تابلوها و مخاطبانش، و به معنای کلی، به جامعه‌اش سیلی بزند تا به خود آیند، بیدار شوند، در تصویری که از خود دارند بازنگری کنند، تا در نهایت جلوی کشتار حیوانات بی‌گناه را بگیرند. آرتیست مخاطبانش را در وضعیت دشواری قرار می‌دهد: بیننده یا باید بیدار شود، به آرمانِ نقاش «آری» گوید و در مبارزۀ فرهنگی‌ به جناح نقاش بپیوندد، یا باید بپذیرد او به عنوان انسان یکی از همان آدم‌هایی است که نقاش در تابلوهایش به گونه‌ای تحقیرآمیز و چالش‌برانگیز به تصویر کشیده است! راه سومی برای بیننده وجود ندارد: یا باید با آرتیست همدل شود یا باید خود را پلید انگارد!

اگر برای هنر رسالتی اجتماعی و فرهنگی قائل باشیم، اگر به «مداخله‌گریِ هنر» باور داشته باشیم، اگر بپذیریم که هنر می‌تواند در جامعۀ مدنی ابزار اهداف اجتماعی باشد، باید اذعان کرد محجوب ظهوریان در این راه الگوی موفقی را در خود به نمایش گذاشته است.mahjoob zohourian pordel painting sales gallery 14

نوشته‌های پیشنهادی

نمایشگاه نقاشی زهرا قیاسی  آپوپتوسیس

از تهران، تا تمام می‌شود نگاهی به آپوپتوسیس زهرا قیاسی

نگاهی به نمایشگاه نقاشی زهرا قیاسی با عنوان آپوپتوسیس از تهران، تا تمام می‌شود سایت تندیس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مزایای عضویت در خبرنامه تندیس را میدانید؟
دریافت بهترین مطالب وب سایت و مجله تندیس
ما هم از اسپم متنفریم و مطمئن باشد مشخصات شما امن خواهد بود.