شنبه , ۳۰ تیر ۱۳۹۷
خانه | پژوهش | مدرسه جدید لایپزیگ

مدرسه جدید لایپزیگ

مدرسه جدید لایپزیگ Leipzig International School

نقاشی با نام خانوادگی دود
نئو راخ و بالا آمدن ستاره مدرسه لایبزیگ

سایت تندیس ترجمه محمد عبقری

این پرونده در ۷ قسمت ارائه شده است و می‌توانید قسمت‌های بعد را در انتهای این شماره دنبال کنید

در اوایل دهه نود، وقتی نقاشان تازه کار که حالا مدعیان صحنه بین‌المللی هستند در آکادمی باسابقه لایپزیگ ثبت نام کردند، می خواستند هنر را همچون جاهای دیگر و به روشی که قرن‌ها تدریس می‌شود یاد بگیرند همچون طراحی از مدل‌های برهنه، تسلط بر قوانین پرسپکتیو و تحلیل آثار مرسوم.leipzig 2 ظهور نقاشی انتزاعی در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم با تاکید بر ارجحیت اصالت و احساس واقعی بر تکنیک و تصویرسازی و کاستن لغت آکادمیک، سنت آموزش هنر در غرب را فروریخت. اما پرده آهنین و دیوار برلین مانعی بزرگ برای تغییرات هنری در جمهوری دموکراتیک آلمان بود. بااینکه هنر فیگوراتیو که به طرز ناامیدکننده‌ای در پاریس و دوسلدورف کهنه و قدیمی شده بود اما در لایپزیگ هنوز باقی مانده بود. شهر به خودش می‌بالید که محل تولد مکس بکمن (Max Beckmann) بود و اصل و نسبی وجود داشت که با لوکاس کراناچ متولد شده بود. آرنو رینک ۶۵ ساله که به تازگی از تدریس نقاشی و ریاست آکادمی لایپزیگ بازنشست شده بود و قبل از احداث دیوار نیز بوده می‌گوید: «معایب دیوار برای همه واضح و مشخص بود. اگر از مزایایش بخواهید صحبت کنیم می‌توان به این نکته اشاره کرد که این دیوار به ما امکان ادامه دادن سنت کراناچ و بکمن را داد. از تاثیر جوزف بویز درمقابل هنر دفاع کرد.»neo rauch پانزده سال پیش، آلمان کمونیست شرقی سرنگون شد. برای دانشجویانی که از غرب به لایپزیگ می‌آمدند دود زغال در آسمان زمستان و پنجره‌های باز در ساختمان‌های متروکه فضای رمانتیکی را خلق می‌کرد. این فضای مست‌کننده برای کسانی که در خود آلمان شرقی بزرگ شده بودند حتی بیشتر هم بود. دنیای آن‌ها در مسیر تغییرات بسیار گسترده و غیر قابل پیش بینی بود. حتی فضای آکادمیک هم که به میراث دویست ساله خود می‌بالید در تب و تاب این تغییرات قرارگرفت. دپارتمان رسانه‌های جدید تاسیس شد تا دانشجویان فیلم بسازند، هنر مفهومی طراحی کنند و چیدمان‌هایی به روش کنارگذاشته شده‌ی بویز (Beuys) برپا کنند. در آن حال و روز، در دپارتمان تغییرنیافته نقاشی نگهبانان سنت‌ها به پالت‌ها چسبیده بودند. تیکو بومگارتل (Tilo Baumgartel) هنرمندی که در لایپزیگ بدنیا آمده است، می‌گوید: «ما یاد گرفته‌ایم که چگونه خانه‌ای بسازیم با دو پرسپکتیو یا پله‌هایی که به طور مارپیچ بالا می‌رود. بسیاری از دانشجویانی که از غرب آمده بودند متحیر آموزش سنتی آلمان شرقی فقیر بودند.» ریکاردو روگان (Ricardo Roggan) عکاس متولد درسدن می‌گوید: «نقاشی کسل کننده‌ترین دپارتمان در مدرسه بود، همه درباره نقاش‌ها جوک می‌ساختند، بخاطر اینکه آنها هنوز با سبک قدیمی آلمان شرقی کار می‌کردند.»Neo Ranch a جرقه اولین تغییرات در سال ۱۹۹۷ زده شد، هنگامی که نئو راخ Neo Rauch برنده هنری روزنامه محلی شد (Leipziger Volkzeitung). راخ که حالا ۴۵ سال داشت در آلمان شرقی به بلوغ رسید اما هنوز به اندازه کافی جوان بود تا تحت تاثیر تصاویر کتاب‌های کمیک، تلویزیون، گرافیک کامپیوتری قرار بگیرد، همان چیزهایی که سبک آن نسل را شکل دادند. او پلی بود میان نسل قدیم آلمان شرقی که نقاشانی سیاسی بودند و هنرمندان جوان آلمان متحد امروز. Neo Ranch 5a او پایان نامه فوق لیسانس‌اش در آکادمی لایپزیگ را به موضوع نقاشان مفهومی آلمان غربی در دهه ۱۹۵۰ اختصاص داد. او بر روی کارهای آنان با اینکه رنگی بودند کار کرد، ولی به اعتقاد وی چیزی جز کارهایی سیاه و سفید و نخ نما به حساب نمی‌آمدند. راخ با استعداد که با صنعت بزرگ شده بود، دستیار پرفسور رینک (Rink) گشت و نقاشی‌هایی در ابعاد بزرگ و با سبکی میان سوسیالیست‌ها، رئالیست‌ها و پاپ آرت تولید کرد و در نقاشی‌هایش کارگرانی را با یونیفرم‌های دهه ۵۰ می‌کشید که درحال انجام کارهای فیزیکی بودند. جایزه Leipziger Volkszeitung و نمایش کارهایش در موزه Bildenden Kunste که مهم‌ترین موزه شهر لایپزیگ بود، و همچنین نمایش «یک مرد» در گالری David Zwirner در نیویورک تقاضای روبه رشدی برای کارهای او به ارمغان آورد. نقاشی با نام مستعار مانیکر(moniker) اسمی که پدر و مادرش ابداع کرده بودند و همچنین فامیل‌اش که به معنی «دود» است شهرتی جهانی برای او و آکادمی به ارمغان آورد. دانشجویان با نام او جک می‌ساختند: «حتی در راهروهای مدرسه بوی دود می‌آید.» البته به نظر می‌رسد موفقیت راخ فقط یک بار اتفاق افتاد. تیم ایتل (Tim Eitel)، نقاشی که از اشتوتگارت به آلمان شرقی نقل مکان کرده بود می‌گوید: «در طول مطالعاتمان ما به این نتیجه رسیدیم که راخ یک پدیده منحصر به فرد بود و نمی‌تواند دوباره تکرار شود.»leipzig 1 اتل(Eitel)، بومگارتل(Baumgartel) و چندین نفر از همکلاسی‌هایش همچون متیوس ویشر (Matthias Weischer)، دیوید شنل(David Schnell) کریستف روچابرل(Christoph Ruckhaberle) و مارتین کوب (Martin Kobe) ائتلافی تشکیل دادند که به بیان پیسارو (Pissarro) نقاش و مجسمه‌ساز و متصدی موزه هنر مدرن: «آنها ناگهان به جذاب‌ترین گروه روی زمین تبدیل شدند.» اگر چه کار این نقاشان که اکثر آنها حدود ۳۰سال سن داشتند از لحاظ محتوا، سبک و کیفیت متفاوت بودند، اما مهارتی فنی و یک دلبستگی به هنر استعاری و موضوعات بی‌احساس و غمگین در همه این افراد دیده می‌شد. آنها مهارت خود را در مدرسه لایپزیگ بدست آوردند. فراتر از این‌ها، فضای لایپزیگ خود لوازم کار را برای آنها فراهم آورد.

شماره‌های بعد این پرونده مدرسه جدید لایپزیگ را اینجا دنبال کنید:

MatthiasWeischerliving 4

نقاشان مکتب لایپزیک و عطش مجموعه‌داران

عطش مجموعه‌داران به نقاشان مکتب لایپزیک  زیبایی درد طرفداران بین المللی نقاشی لایپزیک سایت تندیس ترجمه محمد عبقری همچون دیگر شهرهای آلمان شرقی لایپزیگ نیز با مشکل بیکاری و کاهش جمعیت مواجه بود. کارخانه‌ها و پروژه‌های خانه‌سازی بسته و یا خالی بودند، بسیاری از آنها آماده تخریب بودند، درحالی‌که ساختمان‌های ویلهلمین(Wilhelmine) از اوایل قرن بیستم …

۰ comments
bernhard heisig5 1

مکتب لایپزیگ، پاسداری از سنت‌های نقاشی

مکتب لایپزیگ، پاسداری از سنت‌های نقاشی ۱٫ پاسداری از سنت‌های نقاشی سایت تندیس ترجمه محمد عبقری واحد نقاشی و معماری لایپزیگ در سال ۱۷۶۴ افتتاح شد، اما در اواخر قرن ۱۹ام بود که با نگرش تجاری شهر خود را منطبق کرد. از سال ۱۹۵۰ و در راستای این هبوط به دنیای مادی، به آکادمی هنرهای …

۰ comments
Markus Lüpertz3

نئو راخ سرباز هنرمند در جبهه مکتب لایپزیک

نئو راخ یک سرباز هنرمند در جبهه مکتب لایپزیک «در لایپزیگ، نقاش بودن یعنی آهسته و سنجیده گام برداشتن» سایت تندیس: ترجمه محمد عبقری نئو راخ (Neo Rauch) جوان پا به دنیای هنر گذاشت و سبک هنری فرانسس بیکن، ماکس بکمان، مارکوس لوپتز و برنارد هایسک را مورد بررسی قرار داد و در نهایت سبک …

۰ comments
gerd harry lybke neo rauch

جرد لیبکی، مؤسس اولین گالری هنری لایپزیگ

جرد لیبکی مؤسس اولین گالری هنری لایپزیگ  کسی که مکتب لایبزیک را به فراسوی مرزها برد سایت تندیس: ترجمه محمد عبقری جرد هری لیبکی Gerd Harry Lybke  پیش از اینکه فروشنده آثار راخ باشد، تندیس عریان نقاشی‌های او بود. راخ اینگونه توصیفش می‌کند: « کمی از من لاغرتر بود با موهایی آفرو مانند که گویی جیمی …

۰ comments
 
Matthias Weischer 2

مکتب لایپزیگ، هنرمندانی از آلمان غربی

مکتب لایپزیگ، هنرمندانی از آلمان غربی قسمت ششم سایت تندیس: ترجمه محمد عبقری نسل بعدی نقاشان که بسیاری از آنها اهل آلمان غربی بودند، بواسطه تحصیلات سنت گرایانه خود در لایپزیگ حضور داشتند و هزینه‌های کم و زندگی آرام باعث شده بود که برای یک دوره طولانی در آنجا اقامت کنند. در سال ۲۰۰۱، گروهی …

۰ comments
leipzic school

سرنوشت نقاشان مکتب لایپزیگ

سرنوشت نقاشان مکتب لایپزیگ پرونده مکتب لایپزیگ | قسمت هفتم و  آخر سایت تندیس ترجمه محمد عبقری در چند سال اخیر، مدرسه لایپزیگ دستخوش تغییراتی شده است، لیبکی به یک دلال ثروتمند و قوی تبدیل شده است، راخ به عنوان استاد جدید مدرسه منصوب شده و از دیدگاه های هنری معلم خود،رینک، بهره می گیرد. …

۰ comments

 

 

 

نوشته‌های پیشنهادی

نقاشی شاهین کیمیاگر گالری گلستان

شاهین کیمیاگر با جادوی رنگ و بازآفرینی فضای زیسته

شاهین کیمیاگر با جادوی رنگ و بازآفرینی فضای زیسته نقدی بر نمایشگاه نقاشی شاهین کیمیاگر ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مزایای عضویت در خبرنامه تندیس را میدانید؟
دریافت بهترین مطالب وب سایت و مجله تندیس
ما هم از اسپم متنفریم و مطمئن باشد مشخصات شما امن خواهد بود.